معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی


روش های نوین تامین منابع مالی

همه سازمان ها یا افراد برای تامین نقدینگی فعالیت های روزمره و یا گسترش فعالیت های خود و امور سرمایه گذاری، نیازمند منابع مالی هستند. همه مدل های اصلی که می تواند در تامین مالی پروژه ها در ایران استفاده شود در این دوره تشریح خواهد شد. همینطور نهادهای اصلی درگیر در صدور مجوزها و گارانتی های دولتی برای سرمایه گذاران خارجی. همچنین ابزارهای نوین تامین مالی داخلی (نظیر صکوک،تامین مالی جمعی و … )در این کارگاه تبیین می گردد.تسلط بر این ابزارها باعث تنوع بخشی به ابزارهای تامین مالی طرحها و پروژه ها شده و امکان تشکیل سبدی هوشمندانه تر از امکانات را فراهم می آورد.

محتوای دوره :

روش های نوین تامین منابع مالی

تامین مالی کوتاه مدت:

با استفاده از شبکه بانکی

تامین مالی ریالی- تسهیلات

تامین مالی ریالی- تنزیل دریافتنی ها

تامین مالی ریالی-اعتبار

تامین مالی ارزی- اعتبارات اسنادی

تامین مالی ارزی- حساب باز

تامین مالی ارزی- حساب امانی

چگونگی آرایش صورت مالی جهت دریافت تامین مالی کوتاه مدت از شبکه بانکی

تامین مالی بلند مدت:

با استفاده از شبکه بانکی

تامین مالی طرح- تسهیلات بلند مدت و دوره تنفس به همراه سرمایه در گردش (جهت طرح های تولیدی)

تامین مالی ارزی- صندوق توسعه ملی

تامین مالی ارزی و ریالی –زنجیره تامین مالی

با استفاده از بازار سرمایه

تامین مالی از طریق انتشار اوراق بدهی (انواع صکوک و ساز و کار اجرایی آن)

تامین مالی از طریق افزایش سرمایه- آورده نقدی

عوامل و راهکارهای مورد نیاز جهت استفاده از تامین مالی بلند مدت

رزومه مدرس

مهندس پیام صالحی

دکتر محسن صیقلی

دکتری مدیریت مالی -دانشگاه تهران

کارشناسی و کارشناسی ارشدمدیریت مالی
دارای مدرک POST DBA مدیریت عالی اجرایی
مدرس دانشگاههای تهران، دانسکده اقتصاد تهران و علامه و شریف ، آزاد تهران ، قزوین
مدیر آموزش بورس نیوز ۱۴۰۰
رییس هیات امناء کلینیک کسب و کار استان البرز ۱۴۰۰
مشاور شرکت های سهامی عام : مخابرات، گل گهر، ملی حفاری، کاغذ پارس ، سازمان اوقاف و امور خیریه
عضو اسبق کارگروه مالی و سرمایه گذاری گروه اقتصادی آستان قدس رضوی
عضو اسبق هیات مدیره و مشاور اجرایی در امور سرمایه گذاری و مدیریت ریسک مدیرعامل هلدینگ بیمه حافظ
نائب رئیس اسبق هیات مدیره شرکت کارگزاری بورس معیار سهام(سهامی خاص) -شرکت بورس
مدیر عامل اسبق و عضو موظف هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری تجلی سامانه (سهامی عام)
مسئوول ارزیابی طرحهای سرمایه گذاری بنیاد مستضعفان
عضو هیئت مدیره موظف و معاونت امور اقتصادی و مالی شرکت مهندسین مشاور لانیز – سازمان عمران و مسکن بنیاد مستضعفان
دارای چندین مقاله ISI بین المللی و علمی – پژوهشی تخصصی حوزه مالی

تنوع در روش های تأمین مالی تولید مسکن/ کاهش نرخ تأمین مالی

اهداف مدیریت، راهبردهای دستیابی و معیارهای ارزیابی عملکرد گروه سرمایه گذاری مسکن بر اساس گزارش تفسیری میاندوره ای 9 ماهه منتهی به شهریور 99 اعلام شد.

پایگاه خبری بانک مسکن

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری بانک مسکن – هیبنا، بر اساس گزارش تفسیری مدیریت میان دوره ای 9 ماهه منتهی به شهریورماه 99 یکی از اهداف گروه سرمایه گذاری مسکن تسریع در صدور اسناد مالکیت پروژه های ساختمانی و در نتیجه وصول بخش مربوط به اسناد بهای واگذاری واحدها است.

آنطور که گزارش تفسیری مدیریت سال مالی منتهی به شهریورماه آمده، در این حوزه تلاش می شود تا در پروژه هایی که سند مالکیت زمین آن ها به نام شرکت های تابعه است، حداکثر تا 3 سال پس از پایان پروژه، نسبت به اخذ اسناد مالکیت تک برگی اقدام شود.

در این گزارش عملکرد گروه شرکت سرمایه گذاری مسکن در یک گزارش تفسیری منتهی به شهریورماه مورد بررسی قرار گرفته است.

یکی از معیارهای انتخاب روش تأمین مالی مناسب، انطباق جریان نقدی تسهیلات با پروژه موضوع تأمین مالی و صنعت است. اکثر تسهیلات دریافتی از بانک ها معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی دارای زمان سررسید کمتر از عمر متوسط پروژه ها (متوسط دوره ساخت پروژه های مسکونی 3 سال) می باشند. این عدم انطباق زمانی، موجب می شود شرکت های ساختمانی در حالی که در دوره ساخت نیاز به تأمین مالی جهت تکمیل پروژه ها هستند، اقدام به بازپرداخت تسهیلات کنند که این موضوع به تأخیر در اجرای پروژه و در نتیجه افزایش هزینه ناشی از تطویل زمان منجر خواهد شد. از جمله روش های مناسب از نظر معیار مذکور، استفاده از تسهیلات مشارکت مدنی بانک مسکن است.

در مکانیزم تسهیلات مشارکت مدنی ساخت، دریافت تسهیلات متناسب با پیشرفت پروژه انجام می پذیرد و در طی دوره ساخت نیز هیچ گونه

بازپرداختی صورت نمی پذیرد. هدف گروه سرمایه گذاری مسکن در این حوزه، اخذ تسهیلات مشارکت مدنی ساخت بانک مسکن برای کلیه پروژه هایی است که سند مالکیت زمین و پروانه آن ها به نام شرکت های تابعه باشد.

این هدف گذاری با توجه به الزام بانک مسکن در خصوص ترهین زمین برای اعطاء تسهیلات است. تسهیلات بانک مسکن در کنار مزیت

انطباق جریان نقدی، امکان انتقال به مشتری را فراهم می کند. در این حالت مشتری می تواند بدون خرید اوراق تسهیلات مسکن از فرابورس ایران، نسبت به استفاده از تسهیلات خرید مسکن اقدام کند.

واگذاری پروژه های تکمیل شده

یکی از اهداف تعیین شده در گروه سرمایه گذاری مسکن، واگذاری معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی پروژه های تکمیل شده از طریق فروش با شرایط انبساطی تر و یا تهاتر با زمین به عنوان مواد اولیه پروژه های جدید است. در سال مالی 98 مبلغ 474,120 میلیون ریال از واحدهای تکمیل شده شرکت های تابعه، واگذار شد و در سال مالی 99 یکی از اهداف گروه سرمایه گذاری مسکن واگذاری کامل یا بخشی از واحدهای شرکت در پروژه تجاری امید مشهد، خاتم اراک و سایر پروژه های تکمیل شده است.

کاهش نرخ تأمین مالی

با توجه به شرایط حاکم بر اقتصاد کشور و سیاست دولت و بانک مرکزی در خصوص کاهش نرخ سود، یکی از اهداف گروه سرمایه گذاری مسکن، کاهش نرخ تأمین مالی می باشد. نرخ فعلی تسهیلات بانک مسکن 18 درصد است. این در حالی است که نرخ سایر تسهیلات شرکت ها بیش ا ز 20 درصد می باشد. در سال مالی 99 یکی از اهداف گروه سرمایه گذاری مسکن، کاهش نرخ تأمین مالی از طریق تسهیلات است. این مهم از دو طریق تلاش برای بازپرداخت تسهیلات بانک های خصوصی و جایگزینی تسهیلات فعلی با تسهیلات جدید بانک مسکن قابل دستیابی است.

انتخاب روش مناسب تأمين مالي نوآوری¬ها با رویکرد مديريت جهادی

یکی از چالش¬های تجاری سازی ایده¬های خلاق و ترویج نوآوریها، تأمین مالی می¬باشد. زمانی که شرکت نوپا و نوآور باشد، سابقه لازم برای تأمین مالی از بازار پول و سرمایه را ندارد و همچنین طرح نوآورانه شرکت موجب افزایش ریسک موفقیت محصول در بازار می¬شود. از طرفی رویکرد مدیریت جهادی در کشور تجربه¬ای موفق در حوزه مدیریتی می¬باشد. مسئله مورد بررسی این مقاله مربوط به این نکته است که مدیر جهادی مبتنی بر اصول و چهارچوب¬های مدیریت جهادی کدام یک از روش¬های تأمین مالی حوزه نوآوری را انتخاب می¬کند. ابتدا اصول و ارزش¬ها و ویژگی¬های مدیریت جهادی تشریح شده است و پس از آن سه روش نوین تأمین مالی فرشتگان کسب و کار، سرمایه¬گذاری خطرپذیر و تأمین مالی جمعی یا توده¬ای که در ادبیات مدیریت تکنولوژی جهت حل چالش مالی شرکت¬های نوپا و نوآور پیشنهاد شده، تشریح شده¬اند. رتبه¬بندی روش¬های تأمین مالی بر مبنای نظرات سه نفر از خبرگان مدیریت تکنولوژی دانشگاه علم و صنعت با استفاده از روش تصمیم¬گیری چند معیاره پرامیتی 2 صورت گرفته است. نتایح نشان می¬دهد که روش تأمین مالی جمعی یا توده¬ای به واسطه ارجحیت در معیارهای شایسته سالاری، مردمی بودن و غیر بروکراتیک بودن آن، تناسب بیشتری با رویکرد مدیریت جهادی دارد.


[1] Cosh, A., Cumming, D., Hughes, A., (2009), outside entrepreneurial capital, Forthcoming in the Economic Journal, 1-39.#
[2] Schwienbacher, Armin and Larralde, (2010), Benjamin, Crowdfunding of Small Entrepreneurial Ventures. HANDBOOK OF ENTREPRENEURIAL FINANCE, Oxford University Press, Forthcoming.#
[3] Mollick, E., )2013(, The dynamics of crowdfunding: determinants of success and failures. J. Bus. Ventur. (Forthcoming).#
[4] Fairchild, Richard, (2011), An entrepreneur's choice of venture capitalist or angel-financing: A behavioral game-theoretic approach, Journal of Business Venturing, 22, 359–374.#
[5] حقیقی، جمهور. (1388). بررسی تشکیل جهاد سازندگی و مدیریت جهادی در تقویت و توسعه اجتماعی و مشارکت مردمی. دومین همایش ملی فرهنگ و مدیریت جهادی. تهران: وزارت جهاد کشاورزی.#
[6] ایروانی، محمد جواد. (1377) نهادگرایی و جهاد سازندگی. تهران: وزارت جهاد سازندگی.#
[7] حاجی احمدی، امیر. میررحیمی، سید داود حاجی.( 1388). بررسی تطبیق روند تحولات فرهنگ و مدیریت جهادی با چرخه حیات سازمانی بررسی چرخه حیات فرهنگ و مدیریت جهادی. دومین همایش ملی فرهنگ و مدیریت جهادی. تهران. وزارت جهاد کشاورزی.#
[8] آرمند، پیمان و رضا ذبیحی طاری. (1388). بررسی سبک مدیریت جهادی و سایر سبکهای مدیریتی. دومین همایش ملی فرهنگ و مدیریت جهادی، تهران. وزارت جهاد کشاورزی،#
[9] ملکی زوارم، حسین. (1388). مقایسه تطبیقی سبک مدیریت جهادی با سایر سبکهای مدیریتی. دومین همایش ملی فرهنگ و مدیریت جهادی. تهران: وزارت جهاد کشاورزی،#
[10] Harrison, R. T., & Mason, C. M. (2000). Venture capital market complementarities: The links between business angels and venture capital funds in the United Kingdom. Venture Capital, 2(3), 223-242.#
[11] Ottavia, (2014), Taiwanese business angels’ investment in the core creative Industries, Procedia - Social and Behavioral Sciences 109, 567 – 571.#
[12] Maxwell, A., Jeffrey, S. and Lévesque, M., (2011), Business angel early stage decision making. Journal of Business Venturing, 26(2), 212-225.#
[13] Van Osnabrugge, M., (2000), A comparison of business angel and venture capitalist investment procedures: An agency theory-based analysis. Venture Capital 2, 91–109.#
[14] Mitteness, C., Sudek, R. and Cardon, M., (2012), Angel investor characteristics that determine whether perceived passion leads to higher evaluations of funding potential. Journal of Business Venturing, 27(5), 592-606.#
[15] Wong, A., )2002(, Angel Finance: The Other Venture Capital. University of Chicago. Working Paper.#
[16] Hochberg, Y.V., (2002). Venture capital and corporate governance in the newly public firm. Stanford University. Working paper.#
[17] Elitzur, R., Gavious, A., (2003), Contracting, signalling, and moral hazard: a model of entrepreneurs, ‘angels’, and venture capitalists. Journal of Business Venturing 18, 709–725.#
[18] Timmons, J. and Bygrave, W., (1986), Venture capital's role in financing innovation for economic growth. Journal of Business Venturing, 1(2), 161-176.#
[19] Franke, N., Gruber, M., Harhoff, D., & Henkel, J., (2006), What you are is what you like—similarity biases in venture capitalists’ evaluations of start-up teams. Journal of Business Venturing, 21(6), 802–826. #
[20] Siskos, J., & Zopounidis, C., (1987), The evaluation criteria of the venture capital investment activity: An interactive assessment. European Journal of Operational Research, 31(3), 304–313. #

بررسي تحليلي نظام سربازي اجباري درايران

خالص ارزش فعلی (NPV) در این روش، کلیه وجوه بر اساس یک نرخ بازده قابل قبول (هزینه تأمین مالی) تنزیل می گردند و با استفاده از فاکتورهای بهره ارزش فعلی، خالص ارزش فعلی محاسبه خواهد گردید. در صورت مساوی بودن جریان های نقدی سالانه از فاکتور بهره ارزش فعلی اقساط مساوی یک ریالی و در صورت مساوی نبودن جریان های نقدی سالانه از فاکتور بهره ارزش فعلی یک ریال استفاده می گردد. مبنای پذیرش یک پروژه سرمایه گذاری، وجود خالص ارزش فعلی مثبت است. در صورت وجود چندین پروژه سرمایه گذاری، پروژه دارای بالاترین خالص ارزش فعلی مثبت، انتخاب خواهد شد.

نقاط ضعف و قدرت ارزش فعلي خالص. اصولا در محاسبه ارزش فعل خالص به ميزان سود توجه مي شود و در محاسبه آن، ارزش زماني پول مورد توجه قرار مي گيرد؛ در نتيجه با استفاده از آن مي توان در مورد طرح ها سرمايه گذاري ( كه هدف از اجراي آنها تحصيل سود است و براي چندين سال داراي جريان نقدي مي باشد) قضاوت كرد. از آنجا كه ارزش فعلي خالص طرحها را برحسب واحد پول (ريال) بيان مي كنند، براي موارد زير مي توان از آن استفاده كرد: —1. ارزيابي انواع طرح هاي سرمايه گذاري —2. انتخاب مناسبترين طرح —3. محاسبه تاثيراتي كه ارقام تشكيل دهنده بودجه سرمايه اي شركت در ثروت سهامداران دارد. محاسبه ارزش فعلي خالص در مقايسه با دوره برگشت سرمايه مشكلتر است و از آنجا كه اين رقم براساس نرخ بازده ((واقعي)) طرح استوار نيست، در تفسير آن بايد احتياط كرد.

نرخ بازده داخلی (IRR) نرخ بازده داخلی، نرخ سود تضمین شده ای است که منجر به تساوی ارزش فعلی خالص جریان های نقدی ورودی و ارزش فعلی خالص جریان های نقدی خروجی خواهد شد. نرخ بازده داخلی نرخی است که به ازای آن خالص ارزش فعلی صفر می گردد. مبنای پذیرش یک پروژه سرمایه گذاری، وجود نرخ بازده داخلی بیشتر از نرخ هزینه تأمین مالی است. در صورت وجود چندین پروژه سرمایه گذاری، پروژه دارای بالاترین نرخ بازده داخلی (مشروط به بیشتر بودن از نرخ هزینه تأمین مالی)، انتخاب خواهد شد.

نقاط قوت و ضعف نرخ بازده داخلی: در محاسبه نرخ بازده داخلي، ارزش زماني پول در نظر گرفته مي شود و اين نقطه قوت اين معيار است. با اين معيار متوسط نرخ بازده سالانه طرح هاي مختلف سرمايه گذاري را با توجه به جريان هاي نقدي محاسبه مي كنند. بيان نرخ بازده داخلي به صورت درصد مزيت بزرگي است، زيرا بيشتر مديران به راحتي مي توانند ميزان ميزان مطلوب بودن يك طرح را با توجه به نرخ بازده داخلي تشخيص دهند. اما از بين معيارهاي سه گانه ارزيابي طرحها، محاسبه نرخ بازده داخلي از همه مشكلتر است. عيب بزرگ اين معيار ضعفي است كه در برابر متفاوت بودن مبلغ خالص سرمايه گذاري دارد، در نتيجه بايد گفت كه معيار نرخ بازده معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی داخلي در انتخاب طرحهاي سرمايه گذاري كاربرد محدودي دارد.

مقایسه بین دو روش NPV و IRR هر چند در اغلب موارد، ارزیابی پروژه های سرمایه گذاری با استفاده از این دو روش منتج به نتایج یکسانی خواهد گردید؛ اما تحت شرایط زیر می توان انتظار داشت که نتایج حاصله از این دو روش متفاوت معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی باشند : * تفاوت مبالغ سرمایه گذاری اولیه پروژه ها * تفاوت زمان بندی جریان وجوه نقد پروژه ها * تفاوت عمر پروژه ها * تفاوت فرض بنیادی دو روش (در روش خالص ارزش فعلی فرض بر این است که وجوه حاصل از اجرای پروژه سرمایه گذاری مجدداًً با نرخ بازده مورد انتظار یا نرخ هزینه تأمین مالی، سرمایه گذاری خواهد شد. در حالی که در روش نرخ بازده داخلی فرض بر این است که وجوه حاصل از اجرای پروژه سرمایه گذاری مجدداًً با نرخ بازده داخلی، سرمایه گذاری خواهد شد. در اغلب موارد، این دو نرخ متفاوت هستند.) در مواردی که بین نتایج حاصل از دو روش تفاوت وجود دارد، اکثر تحلیل گران مالی معمولاً بر نتایج حاصل از روش خالص ارزش فعلی تأکید می ورزند. شاخص سودآوری (PI) در مواردی که پروژه های سرمايه گذاری، دارای مبالغ سرمایه گذاری اولیه متفاوتی باشند، خالص ارزش فعلی پروژه ها معیار مناسبی برای ارزیابی و انتخاب نیست. چرا که در صورت یکسان بودن سایر شرایط، پروژه های بزرگتر نسبت به پروژه های کوچکتر، از ارزش فعلی خالص بیشتری برخوردار بوده و این موضوع، تصمیم گیری را با مشکل مواجه خواهد نمود. در چنین مواردی، از شاخص سودآوری بهره گرفته می شود که مبنای یکسانی را برای مقایسه و ارزیابی پروژه های سرمايه گذاری با اندازه های گوناگون فراهم می معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی سازد. مبنای پذیرش یک پروژه سرمایه گذاری، وجود شاخص سودآوری بیشتر از یک است. در صورت وجود چندین پروژه سرمایه گذاری، پروژه دارای بالاترین شاخص سودآوری (مشروط به بیشتر بودن از یک)، انتخاب خواهد شد. دوره بازیافت سرمایه (PBP) این روش، مدت زمان لازم برای بازیافت جریان های نقدی خروجی (مبالغ سرمايه گذاری اولیه) از طریق جریان های نقدی ورودی سالانه را اندازه گیری می نماید. در این روش، ارزش زمانی پول، ارزش اسقاط در پایان عمر مفید و وجوه تحصیل شده پس از دوره بازیافت سرمایه نادیده گرفته می شوند. در دوره های بی ثباتی اقتصادی یا مواقعی که تأمین سرمایه از طریق استقراض یا انتشار معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی سهام مشکل است، مدیران ترجیح می دهند پروژه هایی را اجرا نمایند که دوره بازیافت سرمایه نسبتاً کوتاهی دارند. هر چند دوره بازیافت سرمایه نسبتاً کوتاه می تواند معرف ریسک کمتر پروژه سرمایه گذاری باشد؛ اما کوتاه بودن دوره بازیافت سرمایه دلیلی بر سودآور بودن یک پروژه نسبت به سایر پروژه ها نیست. در صورت وجود چندین پروژه سرمایه گذاری، پروژه دارای کمترین دوره بازیافت سرمایه انتخاب می گردد. نقاط قوت و ضعف دوره بازیافت سرمایه ضعف ها: 1. با این معیار نمی توان سودآوری طرح های مختلف سرمایه گذاری را مقایسه نمود. 2- عدم توجه به جریان‌های نقد پس از دورة بازگشت. 3- عدم توجه به عامل ارزش زمانی پول. مزيت ها: 1- به راحتی درک می شود. 2- محاسبه آن آسان است. 3- براحتی تفسیر می شود. >برای حل مشکل عدم توجه به جریان‌های نقد پس از دورة بازگشت، از متوسط ارقام جریان‌های نقد سالانه استفاده می‌شود.

برای انتخاب یک سهم، به چه معیارهایی باید توجه کرد؟

یکی از مسائل مهمی که ذهن سرمایه‌گذاران را از دیرباز به خود مشغول داشته، این است که چه سهامی را برای سرمایه‌گذاری انتخاب کنند. هدف نهایی تمامی افرادی که در سهام سرمایه‌گذاری می‌کنند، کسب سود مناسب است.

برای انتخاب یک سهم، به چه معیارهایی باید توجه کرد؟

طور ساده می‌توان گفت برای انتخاب یک سهم خوب، باید به این معیارها توجه کرد:

1 – وضعیت دارایی ها و بدهی های شرکت : یکی از عوامل موثر در انتخاب سهام یک شرکت، وضعیت دارایی ها، بدهی ها و حقوق صاحبان سهام شرکت است. هر اندازه این وضعیت مطلوب تر باشد، نشان دهنده شرایط مناسب شرکت برای سرمایه گذاری است. به این منظور، می توان ترازنامه شرکت را مورد بررسی قرار داد.

2 – سود نقدی هر سهم : علاوه بر وضعیت درآمدی شرکت، میزان سودی که شرکت به هر سهم خود می دهد نیز در انتخاب سهم خوب، حائز اهمیت است.

3 – تداوم روند سودآوری : اگرچه سودآور بودن شرکت در انتخاب سهام آن بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که این سودآوری، باید یک فرآیند مستمر و مداوم باشد، نه مقطعی. با مطالعه اطلاعات و برنامه های آتی شرکت، می توان نسبت به این موضوع آگاهی کسب نمود.

4 – نسبت قیمت به درآمد سهم ( P/E ) : نسبت قیمت به درآمد سهم بیانگر آن است که قیمت سهام شرکت، چند برابر میزان سود نقدی است که شرکت به هر سهم خود تخصیص می دهد. به عبارت دیگر، این نسبت نشان می دهد که آیا قیمت سهام به نسبت سودی که بین سهامدارانش توزیع می کند، ارزش دارد.

5 – صنعتی که شرکت در آن فعالیت می کند : هنگام انتخاب سهام یک شرکت، باید به این موضوع توجه کرد که آیا صنعتی که شرکت در آن صنعت فعالیت می کند، از شرایط مناسبی در حال و آینده برخوردار است یا خیر. شرایط خرد و کلان اقتصادی چه تأثیری بر این صنعت خواهد گذاشت. صنایع رقیب این صنعت در حال و آینده، چه وضعیتی دارند. آیا شرایط بین المللی بر این صنعت تأثیر مثبت یا منفی خواهد داشت و…

6 – قابلیت نقدشوندگی : یکی از معیارهای انتخاب سهام خوب، قابلیت نقدشوندگی سهام است، به این معنا که هر وقت دارنده آن سهم قصد فروش آن را داشت، بتواند به راحتی، سهام خود را بفروشد. هر اندازه که دفعات خرید و فروش روزانه یک سهم بیشتر باشد، قابلیت نقدشوندگی آن سهم نیز بالاتر خواهد بود.

یکی از عواملی که در توسعه و رشد بازار سرمایه نقش موثری دارد آشنایی سرمایه گذاران و معامله گران بازار سرمایه با روشهای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و افزایش توان تحلیل گیری آنها است . بی شک از طریق تجزیه و تحلیل دقیق و هوشیارانه می توان ریسک بازار سرمایه یا مخاطره سرمایه گذاران را تقلیل داد و جلوی ضرر و زیان افراطی و ناشی گری حاصل از برآیند سرمایه گذاری را خنثی نمود . با توجه به سیاست های اخیر بورس اوراق بهادار در خصوص گسترش جغرافیایی و موضوعی بورس که در پی آن تالارهای متعدد منطقه ای در اقصی نقاط کشور ایجاد شده است یقیناً می طلبد که فرهنگ عامه سرمایه گذاری در بازار سرمایه تقویت گردد .

یکی از این عوامل موثر و تقویت کننده که به نوبه خود می تواند سبب تداوم رشد و توسعه بورس اوراق بهادار گردد و سر منشاء گفتمان بهتری در مدیریت نقدینگی جامعه و مبحث فاینانس شرکتها باشد، بدون تردید گسترش آموزش های مورد نیاز جهت انجام معاملات سودمند و در وهله بعد آموزشهای لازم در خصوص مهارت تحلیل گری و تجزیه و تحلیل اوراق بهادار است. زیرا هر اندازه که بینش و درک سرمایه گذاران و معامله گران در این زمینه ها افزایش یابد از رکودهای لحظه ای ، ترقی قیمت ها بصورت حبابی و واکنش های نابهنگام در معاملات جلوگیری می کند و نه تنها شفافیت و روشنگری در معاملات را تقویت می کند بلکه بازار را به سمت و سوی کارا بودن سوق خواهد داد .

بدیهی است که این امر با افزایش انگیزش سهامداران، رقم معاملات در بورس را نیز ترقی داده و از نظر حجم معاملاتی فاصله بورس ایران را با کشور های معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی همردیف خود کاهش خواهد داد . با این مقدمه کوتاه مقاله حاضر بیان می دارد که در خصوص آنالیز قیمت سهام و سرمایه گذاری در دارائیهای مالی در ادبیات مالی سه دیدگاه کلی وجود دارد که شامل روش بنیادین (Fundamental) روش چارتیست یا تکنیکال (Technical) و روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT) است که در ادامه این مبحث به آنها پرداخته می شود .

1- روش بنیادین

در بازار سرمایه ارزش سهام بر اساس میزان منافع آتی و اطمینان از تحقق آنها تعیین می گردد و هر اندازه اطمینان نسبت به کسب بازده بیشتر باشد مخاطره از دست دادن اصل سرمایه و سود آن کمتر می رسد .


عوامل و متغیرهای متعددی در بازار سرمایه و در سطح کلان کشور بر روی قطعیت یا عدم قطعیت سود و نیز تغییرات قیمت دارائیهای مالی اثر می گذارد . به همین خاطر روش بنیادین به بررسی دقیق عوامل محیطی که ممکن است بر روند حرکت قیمت سهام و به تبع آن بر بازده دارائیهای مالی تاثیر گذارد می پردازد . در این روش به منظور تحلیل گزینه های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار قاعدتاً بایستی به سه مرحله اساسی ذیل که ارکان اصلی تحلیل بنیادین است توجه نمود .


الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور :در نظام کنونی اقتصاد جهانی ، بورس اوراق بهادار نقش دماسنج اقتصادی را ایفاء می کند و وضعیت اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی کشور در حال و آینده تاثیر بسزایی بر میزان سود آوری شرکتها خواهد گذاشت . بنابراین در تحلیل بنیادین ابتداً بایستی تغییر و تحولات اوضاع اقتصادی حال و جهت گیری های آتی بدقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد .

این تجزیه و تحلیل شامل بررسی شاخص های کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم ، تولیدات ملی ، نرخ بهره ، نرخ ارز ، میزان بیکاری ، نرخهای رشد اقتصادی و سیاستهای پولی و مالی دولت و سایر نهادهای تاثیر گذار است که تحلیل گر با بررسی آنها پیش بینی های دقیق تری از وضعیت بازار سهام و صنعت خاص بعمل می آورد و از دور نمای آتی سهام موجود در بازار و بالحض سهام شرکت مورد نظر مطلع می گردد .

ب – بررسی صنعت مورد نظر : دومین مرحله از تحلیل بنیادین بررسی وضعیت و موقعیت فعلی صنعت مورد نظر و روند رشد آتی آن است . سهامداران و معامله گران برای شرکتهایی که در صنایع روبه رشد و سود آور فعالیت می کند ارزش بیشتری قایل هستند . عوامل مطلوب صنعت در این تحلیل عبارتند از :


ب – 1- تقاضای رو به رشد و فزاینده برای محصولات یا خدمات آن صنعت
ب – 2- برخورداری از ویژگی ممتاز به گونه ای که محصولات مشابه خارجی یا رقیب تهدید جدی برای نفوذ در بازار داخلی نباشند . ویژگی ممتاز می تواند از نیروی کار ماهر و متخصص ، اسم و رسم تجاری مناسب ، فناوری پیشرفته تولید و سهم بازار در خور توجه ناشی شود .
ب – 3- محدود بودن کالاهای جانشین برای محصولات آن صنعت که در این حالت هر چقدر تعداد کالاهای جانشین محدودتر باشد موقعیت بازاری آن صنعت ، مطلوبتر خواهد بود .
ب-4- دخالت محدود ارگانهای تصمیم گیرنده دولتی در تعیین قیمت محصولات صنعت و کم و کیف فعالیت آنها یک عامل مثبت تلقی می گردد زیرا مداخله نهادهای دولتی در فعالیت شرکتها و اتخاذ تصمیمات اثرگذار توسط آنها موجبات تضعیف حیطه عملکرد مدیریت و نوسانات حاد قیمت سهام و بازده شرکت را فراهم می آورد .
ب-5- استراتژیک بودن محصولات صنعت و نیز گاهاً فشردگی بازار صنعت مورد نظر باعث می گردد که رقباء جدید به آسانی وارد آن صنعت نگردند و بازار صنعت دستخوش نوسانات ناشی از ورود آنها قرار نگیرد .

ج- تجزیه و تحلیل شرکت :


در مرحله سوم تحلیل بنیادین ، معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی تحلیل گر بازار سرمایه بعد از انتخاب صنعت مناسب بایستی شرکتی را از میان شرکتهای موجود در آن صنعت با توجه به معیارهای زیر انتخاب نماید .

ج-1- موقعیت رقابتی برتر شرکت : در هر صنعتی شاید دهها شرکت و موسسه به فعالیت بپردازند لیکن ممکن است تنها چند شرکت عمده موفقیت چشمگیری در بازار داشته معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی باشند بررسی موقعیت رقابتی شامل میزان فروش و نرخ رشد آن ، سهم بازار شرکت از صنعت ، کیفیت محصولات یا خدمات و تمایز آنها و سایر عوامل خاص رقابتی می باشد .

ج-2- کیفیت عملکرد مدیریت شرکت : از آنجا که موقعیت هر شرکت وابسته به قابلیت ها و تواناییهای مدیریت آن است لذا بایستی در وهله اول به خصوصیات و ویژگیهای مدیران آن شرکت همانند تجربه ، تحصیلات ، موفقیت های قبلی ، نوآوری ، ابتکارات و جدیت و تلاش آنها توجه نمود . و در وهله دوم اعمال مدیریت یعنی کارایی مدیریت در اداره دارائیها ، تولید و عملیات ، فروش محصولات ، به خدمت گرفتن فناوری جدید وعرضه محصولات جدید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

ج-3- بررسی موقعیت مالی شرکت از قبیل نسبت های سود آوری ، بدهی ، کارایی و نقدینگی و مقایسه آن با گذشته شرکت و رقباء موجود در صنعت است .
بررسی ها نشان می دهد که تحلیل بنیادین از توان بالقوه ای برای تشخیص معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی وضعیت کلان اقتصاد حاکم برخوردار است و تغییر و تحولات جاری شرکتها را به خوبی در تیررس نگاه خود قرار میدهدو نیز مهارت نگاه نمودن از بالا به پائین را به تحلیل گران می آموزاند و با این مشخصه ها ضمن اینکه احتمال بدست آوردن منفعت مورد انتظار را تقویت می کند نوعی منطق گرایی مالی را نیز به سرمایه گذاران عرضه می دارد . مزیت اصلی تحلیل بنیادین کاربرد فراوان اش در سرمایه گذاری های میان مدت وبلند مدت است .

2- روش تکنیکال

متخصصین و معتقدین روش تکنیکال (Technical) بر این باورند که در بازار سهام ، تمامی اطلاعات موردنیاز در قیمتها نهفته است . و با تمرکز بر روی قیمت های دوره های قبل و زمان حال سهام و پیش بینی آتی آن می توان از یک انتخاب مناسب در بازار سود جست . در واقع تکنیکالیست ها بر عکس بنیادگراها که به چرایی قیمت ها تاکید داشتند بر روی «چیستی قیمت تمرکز دارند» . این نوع سرمایه گذاری با استفاده از مطالعه رفتار و حرکات قیمت سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده آن و امکان تکرار الگوهایی مشابه صورت می پذیرد . زیرا تکنیکالها ابراز می دارند که تمامی وقایع جاری اقتصادی کشور و نیز صنعت و انتظارات سهامداران نهایتاً بر قیمت سهام تاثیر گذاشته است . لذا بایستی پیشینه تاریخی و نمودار قیمت سهام بدقت بررسی گردد .

در واقع تحلیل گر یا تکنسین صرفاً به یک روند قیمتی نیاز دارد که در قالب نمودار (Chart) عرضه می شود به همین دلیل به تکنسین ها ، چارتیست نیز گویند . چارتیست ها عنوان می دارند که قیمتهای کنونی یک سهم که به نظر تصادفی می رسد ممکن است بتدریج به الگوهای قابل تکراری تبدیل شوند . این تکرار قیمتها یک روند (Trend) را ایجام می کند که می تواند حالت صعودی (uptrend) یا نزولی (Down Trend) به خود گیرد و نوع معامله (Trade) در هر یک از حالت متمایز از دیگری خواهد بود . استراتژی معامله گر ( یا سهامدار ) برای تعیین زمانهای خرید یا فروش بستگی مستقیم به مدت انتظار او برای رسیدن به سود دارد. این زمانها می تواند بسیار کوتاه در حد چند ساعت یا نسبتاً طولانی به چندین سال برسد که عملاً در بازار سهام ایران بدلیل محدودیت های قانونی موجود و فقدان سیستمهای خرید و فروش بلادرنگ (Real Time) خرید و فروش در کمتر از یک هفته عملاً امکان پذیر نیست .

این متد تحلیل نیاز به یک شعور باز و عاری از هرگونه تعصب به سهام شرکت مورد نظر دارد تا تحت تاثیر شایعات و اطلاعات نادرست و گمراه کننده قرار نگیرد و همچنین نیاز به نرم افزار محاسباتی است که اطلاعات شرکتها را بعنوان ورودی پذیرفته و خروجی آن نموداری از روند قیمت ها باشد .

عوامل اصلی موفقیت در این روش نیازمند داشتن تبحر ، ممارست و یادگیری مداوم و توانایی در مهارتهای زیر است .
1- مطالعه و بررسی عمیق که باید با صرف وقت و در آرامش و بدور از هیاهوی بازار و خصوصاً شایعات صورت گیرد .
2- تصمیم گیری به موقع و قاطعانه خرید یا فروش که بلافاصله باید به آن عمل کرد .
3- بعد از اقدام ( خرید یا فروش سهم ) رفتار آن همواره زیر ذره بین قرار گیرد و بررسی و تحلیل حالت استمرار داشته باشد .
مراحل بررسی قیمت سهام توسط چارتیست ها یا تکنیکالیست ها به قرار زیر است :
1- انتخاب نوع نمودار از لحاظ بعد زمانی ( همانند تغییرات قیمت در هر ساعت ، روز ، هفته ، ماه و … ) و نیز انتخاب اشکال نمودار از قبیل میله ای ، خطی ، شمعی (Gandlistick) که معمولاً از مورد آخری جهت نشان دادن روند ها استفاده بعمل می آورند .
2- بررسی روند شاخص کل
3- بررسی روند شاخص 50 شرکت برتر ( خصوصاً اگر سهم مورد نظر بین این شرکتها باشد )
4- روند قیمتی سهم که برای معاملات میان مدت و کوتاه مدت دوره های روزانه وهفتگی و برای افق بلند مدت دوره های ماهانه بررسی می گردد .
5- تعیین سطح مقاومت (Risstance) یا حد بالای قیمت و سطح حمایت (Support) یا حد پائین قیمت و نقطه پرش (Breakout) یا قیمتهای بالاتر از دو نقطه فوق الذکر است . در این حالت فرصت های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات در دو سطح حمایتی و مقاومتی مشخص می شود که نحوه تعیین اینگونه فرصتها خود به مهارت و تبحر و درک تکنسین ها بستگی دارد که بدقت حرکات بازار را تشخیص می دهند و از روند گذشته نتیجه گیری بهتری داشته باشند .

3- روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT)

این روش که ابتدا توسط هری مارکویتز بصورت عملی بیان شد بر اساس یک سری مفروضات خاصی است که اهم آن گویای این است که بازار کارا است و انتشار اطلاعات بصورت یکپارچه و در اختیار همکان است و شفافیت اطلاعات در معاملات حاکم است .
مبنای این روش بر پایه این استدلال استوار است که احتمال خطر از دست دادن سرمایه یا سود یک نوع سهام در بازار بسیار بیشتر از مجموعه یا ترکیب سهام است. لذا قاعدتاً سرمایه گذار حرفه ای نباید تمامی سرمایه خود را دریک قلم دارایی سرمایه گذاری کند ( و منطق اقتصادی نیز این را تایید می کند ) . بلکه بایستی آن را در مجموعه ای از سهام یا دارائیها سرمایه گذاری کند که این مجموعه به پرتفوی معروف است . پرتفوی[3] یا سبد سهام متشکل از سهام متعدد شرکتهایی است که در شرایط عادی احتمال کاهش بازده همه دارائیها تا حدودی به صفر نزدیک است . و تلاشها بر این است که ریسک غیر سیستماتیک یا تنوع پذیر به حداقل ممکن تقلیل یابد . به همین جهت ترکیب پرتفوی بهتر است به گونه ای باشد که نوسانات مشابهی نداشته باشند یعنی زمانیکه بازده یکی کاهش پیدا می کند بازده دیگری افزایش یابد در این راستا مراحل زیر توسط سرمایه گذار و یا معاملگر در بازار رعایت می گردد .


1- تعیین بازده مورد انتظار سبد سهام و تک تک سهام
2- ارزیابی وضعیت سهام مختلف و انتخاب آنها
3- بهینه نمودن ترکیب سهام ( پرتفوی )
4- ارزیابی پرتفوی و بازنگری در مجموعه سهام


تحلیل پرتفوی ، کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و بازده و نیز تجزیه و تحلیل بازار دارد و به همین خاطر نرم افزارهای طراحی شده است که قابلیت محاسبه ریسک بازار و مقایسه آن با ریسک صنعت و شرکتها را دارد .
در روش پرتفوی مدرن مجموعه تلاشها وقف این است که بازده پرتفوی فرد سرمایه گذار به بازده بازار نزدیک گردد و در معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی وضعیت مطلوب ، بازدهی بیشتر از آن بدست آورد. در این حالت پرتفوی کل بازار یک شاخص ارزیابی است که ریسک آن نیز با شاخص بتا (Beta)محاسبه می شود . این تحلیل کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و تجزیه و تحلیل بازار دارد و مبنای کار سرمایه گذاران حرفه ای است .

نتیجه گیری

در تجزیه معیار ها برای انتخاب روش تامین مالی و تحلیل قیمتهای سهام و گزینش تصمیمات سرمایه گذاری هر سه روش فوق الذکر کاربرد زیادی دارند لیکن ترکیبی از هر سه متد قدرت تشخیص و رویه های انتخاب بهتری را به سرمایه گذارعرضه می دارد . بطوریکه روش بنیادین از دید کلی وضعیت کنونی بازار و دور نمای آتی را شناسایی می کند . روش تکنیکال با بررسی دقیق قیمتها می خواهد اشتباهات گذشته تصمیم گیری را تکرار نکند و از لغزش ها دوری جوید و پیش بینی خود را بر منطق دقیق و عاری از هرگونه احساسات فردی استوار نماید . در حالیکه روش MPT نیز که اساس و پایه تحلیل های موجود بازار سرمایه است درصدد این است که از ریسک های غیرسیستماتیک اجتناب نموده و یا کاهش داده و به کسب بازده معقول ( نسبت به ریسک آن ) بیاندیشد. اما تجربه نشان داده است که ترکیب روشهای فوق ابزاری به مراتب بهتر جهت تحلیل قیمت و بازده سهام است مخصوصاً در بازارهای سهامی که سرمایه گذاران آن زیاد حرفه ای بنظر نمی رسند .



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.